دنبال این پرونده بودم به یه مطلب جالب رسیدم باحال بود :)
این روزها اینقدر در مورد اختلاس 3000 میلیاردی و اینکه این ماجرا چه جوری اتفاق افتاده است توضیح داده ام که زبانم مو درآورده است. آش را یکی دیگر خورده و سوختگی دهانش مال ما است. البته چنان که افتد و دانی مسوولین بانکی، اقتصادی و قضائی در همین زمینه توضیحات کافی و وافی ارائه نموده اند اما مطابق معمول اینقدر توضیحات تخصصی و با اصطلاحات قلنبه و سلنبه بوده است که برای مردم عادی چندان قابل فهم نبوده است.
اینجوری بود که من شوخی شوخی شدم مفسر غیررسمی ماجرای اختلاس و در جواب سوالاتی مثل "اختلاس چه جوری انجام شده "، "3000میلیارد را از کجا خورده اند" ، "مگه میشه اینقدر پول را از بانک خارج کرد"، "این LC که هی میگن یعنی چی؟" بارها برای دوست و آشنا و فامیل و همکار توضیح داده ام که این پول چه جوری هاپولی شده است. جالب اینکه بیشتر افراد فکر میکنند این پول مثلا از گاو صندوق بانک دزدیده شده و گونی گونی بیرون آمده است.
خلاصه ترجیح دادم این متن را بنویسم و بعد از این همه دوستان را به این متن ارجاع دهم تا مجبور به توضیح مکرر کثافت کاری دیگران نباشم. گویی که اگر کار این افراد را فحشا بدانیم، لابد کار من هم اشاعه فحشا است و من مجرم! یکهو دیدید شوخی شوخی آخر ماجرا من به جرم اختلاس اعدام شدم. (و این قضیه شوخی-شوخی خودش کدی است که اهل فن دانند!)
و اما شرح ما وقع!
راز این اختلاس در LC است. یعنی هرکس بخواهد از ماجرا سر دربیاورد اول باید مفهوم LC را درک کند.
LC یعنی چه؟
LC مخفف Letter of Credit است. یعنی نامه اعتبار یا شسته رفته ترش همان ضمانتنامه. حالا به زبان لری اش یعنی چه؟ یعنی اینکه:
من می خواهم از یک شرکت در ینگه دنیا، جنس بخرم و وارد ایران کنم. معلوم است که این فرآیند چندین ماه و گاه حتی سال طول می کشد. ما باید مذاکره کنیم و بعد فروشنده نمونه بفرستد و من نمونه را ببینم و چانه بزنیم و بعد سر قیمت توافق کنیم و بعد با کشتی جنس ارسال شود و دست آخر فروشنده پولش را بگیرد.
حالا فرض کنید که آخر این ماجرای چندین ماهه من دبه کنم و پول را ندهم یا بازی در بیاورم. اینجا است که LC و اهمیت و ارزش آن نمایان می شود. فروشنده از من می خواهد که یک ضمانتنامه به او بدهم که برای گرفتن پولش دیگر با من طرف نباشد. یعنی وقتی جنس را تحویل داد، آن بانکی که ضمانتنامه داده، پول فروشنده را می دهد.
مثلا من از انگلیس یک محموله 1 میلیون دلاری خریده ام. بانک صادرات یک LC یک میلیون دلاری می دهد که شش ماه دیگر که جنس رسید، 1 میلیون دلار به فروشنده پرداخت کند. فروشنده هم خیالش راحت است که دیگر با من طرف نیست و با بانک طرف است.
فرق LC با چک هم این است که چک ممکن است بلامحل باشد و باز فروشنده با خریدار طرف است. اما در LC فروشنده با بانک طرف است و برای فروشنده دیگر مهم نیست که من پول دارم یا خیر؟
خب حالا این سوال برایتان ایجاد می شود که بانک روی چه حسابی مرا ضمانت کند و به من LC بدهد؟ اینجا بحث اعتبارسنجی مطرح است. یعنی لازم نیست من برای گرفتن LC یک میلیون دلاری، یک میلیون دلار در بانک پول بگذارم. بلکه بانک بر مبنای اعتبار من (یعنی گردش حسابم در گذشته، وثیقه های ملکی و غیرملکی که ارائه می کنم، اموال و دارایی هایم و ... ) اقدام به صدور این LC می کند. مثلا اگر من الان به بانک مراجعه کنم، شاید یک LC هزار دلاری هم به من ندهند (!)، اما فلان کارخانه دار به دلیل اعتبار بالا به سرعت LC 10 میلیون دلاری میگرد. (فرآیند اعتبارسنجی جزئیات و نکات خاص خودش را دارد که میگذریم.)
مثالهایی که تا اینجا زدم، LC های ارزی بود. یعنی برای ضمانت یک ایرانی پیش فروشنده های خارجی. گاهی فروشنده ایرانی هم به همان دلایل (دبه کردن و خیال راحت و ...) طلب چنین LC هایی می کند که به آن می گویند: LC ریالی.
مه آفرید خسروی (م.الف خسروی) چه کار می کرده است؟
کار چندان پیچیده ای نمی کرده است. ایشان یک عالمه شرکت و گروه صنعتی ثبت می کنند و راه می اندازند. از آب معدنی داماش تا شرکتهای بورسی، سیمانی، فولادی، عمرانی و فناوری اطلاعات و .... این شرکتها با هم معامله های صوری می کرده اند یعنی مثلا شرکت عمرانی امیرمنصور آریا با شرکت IT امیر منصور آریا، یک قرارداد میلیاردی می بسته اند اما در عمل چیزی مبادله نمی شده است. تا اینجای کار را داشته باشید.
از آن طرف اینها برای این معاملات صوری اشان، فرت و فرت از بانک LC های ریالی می گرفته اند. یعنی شرکت X امیرمنصور برای معامله با شرکت Y درخواست LC می کرده وشرکت Y برای شرکت Z و همینجور LCهای تو در تو و پیچ وا پیچ!
این دوستان عزیز این کار را از سال 85 شروع می کنند. همه LCها از یک شعبه بانک صادرات در اهواز (شعبه فولاد خوزستان؟) صادر می شده. نکته اینکه اعتبارسنجی درست انجام نمی شده یا درست تر بگویم، اصلا انجام نمی شده است. این دوستان نه وثیقه ای می داده اند و نه گردش مالی حسابشان چک می شده و ...، بانک مرکزی و وزارت بازرگانی هم کاری به کار LC های ریالی نداشته اند (و ندارند؟) و استعلامی برای صدور در کار نبوده (و نیست؟). کلا LC های ریالی را کسی جدی نمی گرفته و همه به فکر LC های ارزی بوده اند که اتفاقا فرآیند صدورشان به دلیل تحریم و ... خیلی هم سخت و پیچیده شده بوده (و هست همچنان).
شعبه بانک صادرات که یک شعبه درجه 3 هم بوده است، خودش یک پای ماجرا بوده و فرت و فرت الکی LC ریالی برای اینها صادر می کرده. مجموع این LC های صادرشده (130LC؟) می شود 2800 میلیارد تومان که مردم همیشه در صحنه گردش کرده اند و می گویند 3000 میلیارد تومان! این آقای بانک صادرات اهواز، یک کار باحال دیگر هم می کرده و این LC ها را در سیستم نرم افزاری بانک و دفاتر هم ثبت نمی کرده. یعنی انگار نه انگار. یک مشت کاغذ بی ارزش صادر می کرده که 2زار هم نمی ارزیده است.
خب حالا این LCها به چه دردی میخورده؟
تا اینجا هیچی!
این آقای مه آفرید خان، چند ماه صبر می کرده و بعد این LC ها را می برده و تنزیل می کرده. لابد حالا می پرسید که این تنزیل دیگر چه صیغه ای است. این تنزیل چیزی شبیه به خریدن چک است. شما یک چک 1 میلیون تومانی دارید که تاریخ سررسیدش 1 سال دیگر است. اما چون پول –لازم هستید، حاضر می شوید آن را به مبلغ 800 هزار توان به یک بابای دیگر بفروشید و همین حالا پولش را بگیرید. این همان "نزول" است. یعنی خریدن چیزی به ارزشی کمتر از ارزش واقعی. و در فقه حرام است و من نمی دانیم "تنزیل" که همان مصدر ثلاثی مزید فعل نزول است، آیا باعث حلال شدن ربا هم می شود؟ (واقعا می شود؟)
اما به هرحال تنزیل LC، از نظر قوانین بانکی ایران کار قانونی هست. یعنی من یک LC یک میلیاردی از بانک صادرات دارم برای 1 سال دیگر. می فروشم به بانک ملی به مبلغ 850 میلیون و همین الان پولم را میگیرم.
این امیرمنصور آریا هم همین کار را می کرده. شرکت Y که بابت معامله صوری اش با شرکت X یک LC به درد نخور و ثبت نشده از بانک صادرات داشته میرفته و این را به بانکهای دیگر میفروخته و پول نقد می گرفته.
مجموع پول فروش این LC ها می شود 1750 میلیارد تومان یا همان گرد شده اش (1800 میلیارد تومان) که مسوولین اصرار دارند که 1800 درست است و 3000 میلیارد نیست. (و راست هم می گویند)
حالا چه طور گند جعلی بودن این LC ها در نمی آمده است؟ چون طبق قانون بانک تنزیل کننده (بانک خریدار LC) باید از بانک صادرکننده LC استعلام کند و مطمئن شود که LC ها مشکلی ندارد. این سوال 2 جواب دارد که جواب دوم قانع کننده تر و کلیدی تر است:
1- اینقدر سیستم صدور LC های ریالی گل و گشاد و هر دم بیلی بوده است، که معمولا هیچ شعبه ای موقع صدور، در سیستم ثبت نمی کرده است که بشود نرم افزاری چک کرد. در LCهای ریالی رییس شعبه بانک تنزیل کننده (خریدار) تلفن می زند به رییس شعبه بانک صادرکننده و تلفنی استعلام می کند. بدیهی است که در این ماجرا، رییس شعبه صادارات اهواز خودش اینکاره بوده و هر کس زنگ می زده می گفته: بعله! LC درست است!
2- رییس شعب بانکهای خریدار LC هم خودشان اینکاره بوده اند. یعنی می دانسته اند LCها سرکاری است اما شتر دیدی-ندیدی می کرده اند و با پول یا مفت بانک، LC های درپیتی را می خریده اند. (شعبی از بانک ملی در کیش؟ و بانک سامان؟)
تا همینجا چند کثافت کاری بزرگ اتفاق افتاده است :
1- بانک صادرات صادر کننده LCها، یک شعبه درجه 3 بوده و حق صدور LC بیشتر از 2میلیون دلار (2 میلیارد تومان) نداشته است. در حالی که رقم LC های صادره خیلی بیش ار اینها بوده است. یعنی حتی اگر همه چیز هم قانونی بود و امیرمنصور وثیقه می گذاشت و ...، باز هم اصلا این شعبه حق صدور چنین LC های گنده ای را نداشت. اینجا مسوولین بانک صادرات ادعا می کنند که چون چیزی در دفاتر ثبت نمی شده و پولی هم از حساب بانک صادرات کم نمی شده، خبردار نشده اند که تا حدی منطقی است.
2- بانکهای ملی و سامان، شعب منطقه آزاد بوده اند و طبق قانون حق تنزیل (خریدن) LCهای بانکهای شعب خارج از منطقه آزاد را نداشته اند، یعنی حتی اگر LCها قانونی و گل و بلبل هم بود، چون مربوط به صادارت اهواز بود حق خرید نداشته اند. حالا چه جوری این 1800 میلیارد تومان از این چند شعبه ملی و سامان خارج شده و LC های غیرقانونی و تقلبی خریداری شده و مسوولین بانکهای ملی و سامان نفهمیده اند، چیزی است که هیچ توجیهی ندارد غیر از اینکه بگوییم.... (!)
ماجرای این اختلاس چه جوری لو می رود؟
خیلی احمقانه! واقعا اعضای این باند باید رییس بانک صادرات اهواز را که غضنفر ماجرا بوده خفه کنند.
قانونا بانک صادرکننده LC برای صدور هر LC کارمزد میگیرد. رییس شعبه بانک صادرات اهواز هم، غیر از رشوه ای که بابت صدور این LCهای جعلی میگرفته، کارمزد قانونی هم برای صدور هر LC می گرفته است.
از آن طرف چون یک سیستمی در بانکها وجود دارد که رییس هر شعبه بر مبنای Turn over (گردش مالی) شعبه سالیانه پاداش می گیرد، این رییس شعبه ماجرای اختلاس طمع می کند و این کارمزدهای صدور LC را می گرفته و در لیست نقدینگی شعبه وارد می کرده (پول را هم به بانک می داده) تا نقدینگی برود بالا و ....!
طبیعی است که بالاخره بعد از 4 سال، مسوولین بانک شک می کنند که این همه کارمزد LC قضیه اش چیست و خود LC ها کجا هستند؟ چرا در سیستم ثبت نشده اند و خلاصه گند کار در می آید!
مردک برای 2زار (حداکثر چند ده میلیون تومان) پاداش، دزدی میلیارد دلاری ای که روز به روز بزرگتر می شد را لو می دهد. مرده شور!
اینجوری می شود که گند کار بالا می آید و همه می ریزند وسط و کی بود کی بود من نبودم. همه هم افتخار کشف را به خودشان نسبت می دهند اما واقعیت این است که جایزه کشف این پرونده اهدا می شود به: غضنفر! رییس بانک صادارت اهواز! (شعبه فولاد خوزستان؟)
پولها الان کجاست؟
این 1800 میلیارد تومان (1.8 میلیارد دلار) به طرز خیلی عجیبی همین جا است. یعنی این مه آفرید امیر خسروی همه پول را داده و با آن بانک (آریا؟ تات؟ گردشگری؟) سهام و کارخانه و باشگاه و شرکت و ... راه انداخته است. اینکه چرا طرف پولها را برنداشته و نرفته خارج، چند دلیل ممکن است داشته باشد:
1- راه اندازی این شرکتها و کارخانه ها و ...، نوعی سیاه بازی بوده است که وقتی طرف میلیاردها دلار پول را می برد خارج، با توجه به سیستم های قوی مبارزه با پول شویی آنجا، در جواب سوال از کجا آورده ای بگوید: از عملکرد صدها باشگاه و کارخانه و بانک و شرکتی که در ایران دارم. در ثانی بالاخره صدور این همه LC باید محملی قانونی می داشته است.
2- کل این مبلغ (1800 میلیارد تومان ) بخش کوچکی از ماجرا بوده است. مبالغ اصلی خارج شده و این 2زار را برای سرکار گذاشتن ملت در داخل سرمایه گذاری کرده اند.
نکته انحرافی
نکته انحرافی ماجرا (من نگفتم جریان انحرافی ها! حرف توی دهان من نگذارید لطفا) سفارشهایی است که از طرف رییس دفتر یکی از مسوولین قوا برای راه افتادن کار این مه آفرید شده است (چند مورد؟) همچنین مشخص نیست به هنگام تاسیس بانک آریا، چرا کسی نپرسیده است این امیرمنصور آریا این همه پول را از کجا آورده است که این هم می تواند مربوط به همان نکته انحرافی باشد. شاید یک دلیل خارج نشدن پولها هم همین باشد. یعنی قرار بوده با این حجم پول عملیات سیاسی در کشور انجام شود و برای همین لازم بوده که پولها اینجا باشد و مه آفرید مهره ای بیش نبوده است. (انتخابات مجلس؟ انتخابات ریاست جمهوری بعدی؟)
کدام بانکها متضرر شده اند؟
بانک صادرات ضرر مالی ندیده است. یعنی پولی از بانک خارج نشده است. اما به نظر می رسد که از نظر اعتبار صدمه شدیدی خورده است.
بانک ملی و سامان مجموعا به میزان 1800 میلیارد تومان متضرر شده اند. یعنی این حجم از پولشان را بابت خرید LC های قلابی داده اند. اما به نظر می رسد از نظر اعتبار لطمه چندانی نخورده اند چون در افواه عمومی همه اختلاس را اختلاس بانک صادرات می دانند.
مقصر اصلی کیست؟
مقصر اصلی از نظر من بانک مرکزی و وزارت امور اقتصادی و دارائی هستند که به گفته رییس کل بانک مرکزی (آقای بهمنی) فقط نظارت رندم بر بانکها دارند و ظاهرا خبری از نظارت علمی و سیستماتیک نیست که اگر بود چنین نمی شد.
مظلوم پرونده کیست؟
به نظرم سید محمد جهرمی، مدیر عامل اخراجی بانک صادرات مظلوم ترین فرد پرونده بوده است. اختلاس قبل تر انجام شده بوده و بانکهای تنزیل کننده خرابکاری بزرگتری کرده بوده اند. اما جوری وانمود شد که منجر به قربانی شدن جهرمی شد.
پی نویس:
1- چیزهایی را که اطلاع نداشتم و در حد شنیده بود، در پرانتز و با علامت سوال نوشتم.
2- این هم لینک سایت رسمی "شرکت توسعه سرمایه گذاری امیرمنصور آریا"
3- عکس زیر همه جا به عنوان عکس جناب مه آفرید امیر خسروی. معروف به امیرمنصور آریا آپلود و توزیع شده است. اما واقعیت این است که این بنده خدا خسرو صادقی (فرماندار مراغه و معاون استاندارد آذربایجان شرقی) است که عکسش به اشتباه به جای مه آفرید (امیرحسین؟) منتشر شده است. (با تشکر از آرنوش عزیر بابت اصلاح این اشتباه و با عذرخواهی از جناب منصور صادقی)

ظاهرا امیرمنصور آریا نام مستعار پدر این بنده خدا بوده که 3 سال پیش عمرشان را به شما داده اند. به سبب ارادت به ایشان و زنده نگه داشتن نامشان اسم همه تشکیلات را به نام آن مرحوم زده اند! ظاهرا خود مه آفرید امیرخسروی هم معروف به امیرحسین خسروی است. اینکه این ماجرا هم زیر سر امیرمنصور مرحوم بوده و یا خیر را هم الله اعلم!
4- پژوهشگر و مورخ شهیر، عبداله شهبازی در یادداشتهای Facebook ایش در مورد خاندان امیرخسروی دز زمان پهلوی و پس از آن نکاتی مطرح می کند که هم از حوصله وبلاگ ما خارج است و هم چون اطمینان ندارم ذکر نمی کنم.
5- دم خروسهای دیگری هم از حضور جریان انحرافی در این ماجرا وجود دارد. مثل واگذاری صدها هکتار زمین و فشار به بانک ملت برای پذیره نویسی بانک آریا، خرید پژوی احمدی نژاد در مزایده (؟) و ...
دولت عربستان از فشار بیش از حد و حرص درونیش سایت خامنه ای دات آی آر رو
در این کشور فیلترکرد... اونم درست زمانی که خطبه دوم حضرت آقا به عربی خونده شد
به کوری چشم وهابی ها خطبه اقا رو در وبلاگ ها و سایتهایمان منتشر میکنیم
بسم الله الرحمن
الرحیم
الحمد لله رب العالمین، و الصلاة و السلام علی سیدنا و نبیّنا محمد و علی آله الطاهرین، و صحبه المنتجبین، و من تبعهم بإحسان إلی یوم الدین.
یا أبناء أمتنا الإسلامیة فی کل مکان
السلام علیکم جمیعاً ورحمة الله
أغتنم فرصة شهر ربیع الأول ، واقتراب أسبوع المولد النبوی، والذکرى الأولى لربیع الصحوة الإسلامیة، ونهضة إخوتنا العرب رجالاً ونساءً من مصر وتونس ولیبیا حتى البحرین والیمن والأردن وبعض البقاع الإسلامیة الأخری، لأتقدم باسم الشعب الإیرانی وجمیع المسلمین فی العالم بأحرّ التهانی وأطیب التبریک.
مرّ عام مفعم بالحوادث، فلأول مرّة فی تونس ومصر روعیت حرمة رأی الشعب، وأدلت الجماهیر بصوتها للتیار الإسلامی. وسیکون الأمر فی لیبیا على هذا النحو أیضاً. وهذا التوجه الإسلامی المتصف برفض الصهیونیة والدکتاتوریة، وبطلب الاستقلال والحریة والتقدم تحت رایة القرآن، سیکون المسیر الحتمی والإرادة الحاسمة لجمیع الشعوب الإسلامیة. هذه الموجة التی فتحت صفحة جدیدة فی تاریخ إیران الإسلام أیضاً قبل ثلاثة عقود فی مثل هذه الأیام (الثانی والعشرین من شهر بهمن المصادف للحادی عشر من شباط) وأنزلت أول ضربة بجبهة أمریکا والناتو والصهیونیة، وأطاحت بأکبر دکتاتور علمانی عمیل فی المنطقة.. أصبحت فی الأیام نفسها وبالطریقة ذاتها وبالمطالیب عینها تعمّ الشرق الأوسط الإسلامی والعربی بأجمعه و الحمد لله.
إنّ إرادة الله سبحانه شاءت لهذه الشعوب أن تستیقظ. فقد حلّ قرن الإسلام وعصر الشعوب، وسیکون له التأثیر على مصیر کل البشریة. أما کان تدفّق الشباب والمثقفین فی واشنطن ولندن ومدرید وروما وأثِنا بإلهام من میدان التحریر؟!
لقد عمّت نهضة العودة إلى الإسلام واستعادة العزّة والهویّة والانعتاق أکثر مناطق العالم الإسلامی حساسیّة، وفی کل مکان یرتفع شعار «الله أکبر». الشعوب العربیة لم تعد تتحمل الحاکم الدکتاتور وسیطرة العملاء والطواغیت. لقد ضاقت ذرعًا بما تعانیه من فقر وتخلّف وتحقیر وعمالة. وجرّبت العلمانیة فی ظل الاشتراکیة واللیبرالیة والقومیة، ورأت أنها جمیعاً وصلت إلى طریق مسدود. الشعوب العربیة طبعاً ترفض أیضاً التطرف والعنف الطائفی والعودة إلى الوراء، والنعرات المذهبیة والسطحیة الساذجة المغلَّفة بالإسلام.
انتخابات تونس ومصر وشعارات وتوجّهات الشعوب فی الیمن والبحرین وسائر البلدان العربیة تدلّ بوضوح أنهم یریدون أن یکونوا مسلمین معاصرین دونما إفراط متعجرف أو تفریط متغرّب، وبشعار «الله أکبر» یریدون ضمن مشروع إسلامی وبالتألیف بین المعنویة والعدالة والتعقّل وبأسلوب السیادة الشعبیة الدینیة، أن یتحرّروا من قرن من التحقیر والاستبداد والتخلّف والاستعمار والفساد والفقر والتمییز. وهذا هو الطریق الصحیح.
ما هی خصائص الأنظمة العربیة التی تعرضت لغضب شعوبها؟
إنها معارضة التوجه الدینی، والخضوع، والاستسلام والعمالة للغرب.. أی أمریکا وبریطانیا ونظائرهما، والتعاون مع الصهاینة وخیانة القضیة الفلسطینیة، والتسلط الدکتاتوری الأسَری والوراثی، وفقر العباد وتخلّف البلاد، إلى جانب الثروات الطائلة للعوائل الحاکمة، والتمییز وانعدام العدالة، وفقدان الحریة القانونیة والمسائلة القانونیة، کل هذه من الخصائص المشترکة لتلک الأنظمة.
حتى التظاهر بالإسلام أو الجمهوریة فی بعض المواضع لم یستطع أن یخدع الجماهیر. هذه أوضح العلامات لمعرفة طبیعة نهضة الشعوب العربیة، سواء تلک التی حققت انتصارات کبیرة، أو التی ستحقق ذلک بإذن الله تعالى.
کل ادعاء آخر بشأن طبیعة هذه الثورات التی انطلقت بشعار «الله اکبر» إنما هو تجاهلٌ للواقع من أجل أهداف مبطَّنة وبالتالی لدفع هذه الثورات نحو الانحراف.
هذه الأصول ستکون معیاراً لمستقبل هذه الثورات ومیزانًا لمدى أصالتها أو انحرافها، فإن الأشیاء تُعرف بأضدادها، وتعرف الثورات بضدّیتها للأنظمة التی تزلزلت بفعلها. الثوریون یجب أن یواصلوا حذرهم من افتعال الأهداف الموهومة ومن محاولات تغییر الشعارات.
إنّ الغرب یسعى دون شک إلى أن یبدّل الثورات إلى ثورات مضادّة، ویحاول فی النهایة أن یرمّم النظم القدیمة بأسلوب جدید، لیبُقی سیطرته على العالم العربی لعشرات أخرى من السنین، وذلک بتفریغ مشاعر الجماهیر وبالتقدیم والتأخیر بین الأصول والفروع، وتغییر صنائعه وإجراء إصلاحات شکلیة متصنّعة، والتظاهر بالدیمقراطیة.
إنّ الغرب خلال عقود الیقظة الإسلامیة وخاصة فی السنوات الأخیرة بعد أن مُنی بهزائم متلاحقة من إیران وأفغانستان حتى العراق ولبنان وفلسطین والآن من مصر وتونس وغیرها، سعى بعد فشله فی نهج محاربة الإسلام واللجوء إلى العنف العلنی، إلى نهج آخر وهو اصطناع البدیل الکاذب والنموذج المزیّف، کی یجعل الإرهاب المعادی للإنسانیة بدل العملیات الاستشهادیة، و یجعل التعصب والتحجّر والعنف بدل التوجه الإسلامی والجهاد، والتعصب القومی والقبلی بدل الشعور بالانتماء الإسلامی والانتماء إلى الأمة الإسلامیة، و یجعل التغرّب والتبعیة الاقتصادیة والثقافیة بدل التطور القائم على أساس الاستقلال، والعَلمانیة بدل العِلمیّة، والمداهنة بدل العقلانیة، والفساد والفوضى بدل الحریة، والدکتاتوریة باسم حفظ الأمن والنظام، والروح الاستهلاکیة والالتصاق بالأهداف الدنیویة التافهة والبذخ باسم التنمیة والرقی، والفقر والتخلف باسم الزهد والمعنویة.
إن ما کان علیه العالم من انقسام إلى قطبین متصارعین حول القوة والثروة وهما الرأسمالیة والشیوعیة قد انتهى، والیوم فإن الاستقطاب بین مستضعفی العالم بقیادة النهضة الإسلامیة وبین المستبکرین بقیادة أمریکا والناتو والصهیونیة.
لقد برز إلى الساحة معسکران ولا معسکر ثالثاً لهما.
لا أرید فی هذه الفرصة القصیرة أن استغرق فی استعراض الماضی وفی تثمین یقظة الشعوب العربیة. إننا والعالم بأجمعه دون شک نرنو إلى المنطقة، وننظر بعین التقدیر لشعوبها الناهضة من الجزیرة العربیة وحتى شمال أفریقیا. لکنی أرید أن أتحدث عن الحاضر والمستقبل.
إننی فی العام الماضی ومن هذا المنبر فی صلاة الجمعة تحدثت إلى الشعب المصری النبیل حین کان ظلّ اللامبارک حسنی یثقل على رؤوسهم، والیوم قد بدأت مرحلة جدیدة والدکتاتور یمثل أمام المحکمة، وکلنا یحدونا الأمل بمستقبل نهضة مصر العزیزة وسائر العرب النشامى.
أطرح أولاً هذا السؤال: ماهی الأطراف المختلفة الحاضرة فی ساحة الثورات؟
إنها طبعاً أولاً: أمریکا والناتو والنظام الصهیونی ومن لفّ لفهم وانخرط معهم فی بعض الأنظمة العربیة.
وثانیاً: الجماهیر عامة والشباب.
وثالثاً: الأحزاب والناشطون السیاسیون الإسلامیون وغیر الإسلامیین.
وما هی مکانة کل واحد من هذه الأطراف وما هی أهدافه؟
الفریق الأول: هم الخاسرون الأصلیون فی مصر وتونس وفی سائر البلدان الناهضة.
إنّ مشروعیة وها هی الیوم موجودیّة القطب الرأسمالی والنموذج اللیبرالی الدیمقراطی الغربی یتعرض فی داخل أوربا وأمریکا أیضاً لخطر الاضمحلال. وأصبحت بلدان هذا المعسکر فی وضع یشبه وضع المعسکر الشرقی فی الثمانینات من القرن الماضی. فالانهیارات الأخلاقیة والاجتماعیة، والأزمات الفریدة الاقتصادیة، والهزائم العسکریة الکبرى فی العراق وأفغانستان ولبنان وغزّة، وسقوط أو تزلزل أکثر النظم الدکتاتوریة العمیلة التابعة لهم فی البلدان المسلمة والعربیة، وخاصة فقدانهم مصر، وتعرض الکیان الصهیونی للخطر من الشمال والغرب ومن داخله بشکل لم یسبق له نظیر، وانفضاح طبیعة التبعیة والذیلیة للمنظمات الدولیة، والتعامل السیاسی والمزدوج مع مسألة الدیمقراطیة وحقوق الإنسان، ووقوعهم فی المواقف المتناقضة والمضطربة والمزدوجة تجاه مسائل لیبیا ومصر والبحرین والیمن. کل ذلک قد عرّض هذه المجموعة الأولى إلى أزمة ثقة عالمیة وأزمة عمیقة فی قدرة اتخاذ القرار.
إنّ هدفهم الأکبر الیوم بعد عجزهم عن قمع الشعوب والسیطرة علیها هو السعی للسیطرة على غرفة قیادة الثورات واختراق الأحزاب الفاعلة، وحفظ ما أمکن من هیکل الأنظمة الفاسدة الساقطة والاکتفاء بالإصلاحات السطحیة والمسرحیة، وإعادة بناء عملائهم فی داخل البلدان الثائرة، ثم اللجوء إلى عملیات تطمیع وتهدید. وقد یلجأون فی المستقبل إلى الاغتیالات أو شراء ذمم بعض الأفراد والجماعات من أجل وقف عجلة الثورات أو دفعها إلى الخلف، وبثّ الیأس فی قلوب الجماهیر أو إشغالها بصراعات داخلیة بإثارة مسائل فرعیة، وإضرام نیران العصبیات القومیة والقبلیة أو الدینیة أو الحزبیة واختلاق الشعارات المنحرفة لتغییر الثورات، والتأثیر المباشر أو غیر المباشر على أذهان الثوریین وألسنتهم، ودفعهم إلى ألاعیب سیاسیة أو إثارة الفُرقة بینهم ثم توسیع نطاق هذه التفرقة لتشمل فئات الناس، والسعی للمساومة خلف الکوالیس مع بعض الخواص بالوعود الکاذبة کالمساعدات المالیة وغیرها وغیرها من عشرات الحیل الأخرى مما أشرت إلى نماذج منها من قبل فی المؤتمر العالمی للصحوة الإسلامیة بطهران.
إنّ بعض الأنظمة التابعة والمحافظة العربیة أیضاً تقف إلى جانب أمریکا والناتو، ولو من أجل حفظ کراسیها، وتسعى بکل قواها لإیقاف عجلة الزمن ودفع ثورات المنطقة إلى الوراء أو سوقها نحو طریق مجهول، ورأسمالهم الوحید فی هذه المساعی دولارات النفط، وهدفهم الأساس هزیمة الشعوب فی مصر وتونس والیمن والبحرین.. وحفظ ثبات الکیان الصهیونی وضمان بقائه وإنزال الضربة بجبهة المقاومة فی المنطقة.
أما المجموعة الثانیة والأصلیة فهی الشعوب.
ماذا ترید الشعوب؟
أرقام الإحصائیات الأمریکیة المکررة فی مصر وأکثر البلدان الإسلامیة تکشف عن الواقع وتقول لهم: إن میزان التوجه نحو المساجد والالتزام بالمظاهر الإسلامیة ومنها الحجاب والزیّ الإسلامی للمرأة قد ازداد - خلال السنوات الخمس من ألفین وثلاثة إلى ألفین وثمانیة- بنسبة أربعین إلى خمس وسبعین بالمائة بین الشعوب من مصر والأردن حتى ترکیا ومالیزیا وغیرها من البلدان الإسلامیة.
کما ازداد میزان السخط والنفور من أمریکا بمعدل خمس وثمانین بالمائة فی البلدان العربیة والإسلامیة وقد تضاعف الأمل بالنصر والمستقبل بین الشباب خاصة بعد مشاهدة انتصارات شباب حزب الله وحماس فی حربی الثلاثة والثلاثین یوماً والإثنین وعشرین یوماً وبعد اندحار وهزیمة أمریکا دونما مکاسب من العراق.
الشخصیات المحبوبة بین شباب مصر، وفق تلک الإحصائیات، هم المجاهدون المسلمون ضد الکیان الصهیونی.
النفرة من الصهیونیة، والاهتمامُ بالقضیة الفلسطینیة والتمسکُ بالعزّة الإسلامیة من الخصائص الأصلیة للشعوب. خمسٌ وسبعونَ بالمائة من الشعب المصری أدلى بصوته لصالح الشعارات الإسلامیة. فی تونس أیضاً رفعت الأکثریة هذا اللواء، وفی لیبیا فإن النسبة إن لم تکن أکثر فلیست بأقل. والشعوبُ تطلب من مندوبیها ومن الحکومات الجدیدة تحقیقَ هذه الأهداف نفسِها أیضاً فی المستقبل. الشعب یرید مصرَ عزیزةً کریمة ومحترمة وحرّة، لا یرید مصر کمب دیفید. لا یرید مصرَ الفقیرةَ والتابعة، لا یرید مصرَ الخاضعةَ لأوامر أمریکا والحلیفة لإسرائیل، لا یرید مصرَ متحجرةً ومتطرفةً ولا مصر متغرّبةً وعلمانیةً وتابعة. مصرُ الحرةُ العزیزة والإسلامیة والمتطورةُ هی المطلبُ الأساس للشعب والشباب ولا یبغون اصطداماً. جیشُ مصر مع الشعب، وهناک فی داخل مصر وخارجها من یرید الوقیعةَ بین الجیش والشعب فی المستقبل، على الجمیع أن یکونوا على حذر شدید. الجیش المصری سوف لا یتحمّل? نفوذ أمریکا وحلفاء إسرائیل.
کذلک فإن الحدیث حین یدور حول التوجه الإسلامی فی مصر أو تونس أو لیبیا فإنه إسلام رسول الله (صلى الله علیه وآل وسلم) هذا الإسلام الذی شمل فی المدینة أهلَ الذمة من المسیحیین والیهود بالرحمة والأمن، ولیس الإسلام بمعنى إثارة الحروب الدینیة بین عباد الله، ولا بمعنى الحرب المذهبیة والطائفیة بین المسلمین. مصر هی مصر دار التقریب بین المذاهب الإسلامیة والشیخ شلتوت.
على أهلنا فی مصر وتونس ولیبیا أن یعلموا أن ما حققوه هو ثورة لم تکتمل، فهم وإن قطعوا خطوات رحبة، فإنهم فی بدایة طریق ذات الشوکة. العقبات التی أوجدوها أمامنا بعد انتصار الثورة الإسلامیة فی إیران ولا تزال مستمرة، وقد فشلت بفضل الله ورحمته الواحدة تلو الأخرى، هذه العقبات فاقت مئات المرات ما کان أمامنا قبل سقوط نظام الشاه. لابدّ من التحلّی بالیقظة وبدفع عجلة الثورة خطوة فخطوة حتى آخر المراحل ضمن برنامجٍ متوسطِ الأمد وطویلِ الأمد.
نظام طواغیت مصر کان أول حکومة عربیة خانت القضیة الفلسطینیة وفتح الطریق أمام التراجع العربی، حتى أن الأنظمة العربیة إلا واحداً – هو سوریا – باعوا فلسطین، واتجهوا إلى مصالحة الصهیونیة. إن النظام المصری البائد کان أحد نظامین عربیین هما موضع ثقة أمریکا وإسرائیل. والرئیس الأمریکی المرائی الحالی اختار مصر حسنی مبارک لیوجّه رسالة الخداع والنفاق إلى المسلمین، لکن الشعب المصری فی ثورته أعلن موقفه بوضوح، وأزال الأوهام من أذهان الجمیع.
إن مصر الیوم یجب أن تستعید دورها فی الخط المقدم للدفاع عن القضیة الفلسطینیة، وأن تسحق بأقدامها معاهدة کمب دیفید الخیانیة وتحرقها. مصر الثورة لم تعد تستطیع أن تغدق بالطاقة والغاز على الکیان المتدهور الإسرائیلی على حساب قوت الشعب المصری ومعاناته.
أما مخاطبنا الثالث فهم الأحزاب والنُخب السیاسیة فی مصر وسائر البلدان الناهضة.
إن المفکرین والمناضلین الإسلامیین فی شمال أفریقیا من مصر وتونس وحتى الجزائر والمغرب، وخاصة مصر،کانوا یحتلون مکانة الأبوّة الفکریة للصحوة الإسلامیة، ولدعاة وحدة الأمة وعزّتها، ثم لتحریر القدس. أنتم الیوم ترثون دماء آلاف الشهداء وعشرات الآلاف ممن عانوا زنزانات السجون والنفی والتعذیب، وما بذله المجاهدون والمناضلون ممن قدموا التضحیات خلال عقود متوالیة فی انتظار بزوغ فجر مثل هذه الأیام وهذه الانتصارات.
أیها الإخوة والاخوات. حافظوا على هذه الأمانة الکبرى. الغرور والسذاجة آفتان کبیرتان لمرحلة ما بعد الانتصار الأول. أنتم تتحملون المسؤولیة الأکبر فی ساحة إقامة النظام وصیانة مکتسبات الشعب وحلّ مشاکل النهضة. القوى العالمیة والإقلیمیة التی نزلت بها الضربة تخامر ذهنَها دون شک أفکار شیطانیة من التفکیر بالحذف والانتقام إلى مشروع ممارسة المکر والتزلزل والإخافة والتطمیع بحقکم، وبالنهایة تفکر فی الإطاحة بالثورات وخلق أوضاع أسوأ مما کانت علیه و العیاذ بالله.
إن قراراتکم ومواقفکم وإقداماتکم ستکون لها أبعاد تاریخیة، وهذه المرحلة هی «لیلة القدر» فی تاریخ بلدانکم.
لا تثقوا بأمریکا والناتو. هؤلاء لا یفکرون بمصالحکم ومصالح شعبکم. وکذلک لا ترهبوهم. فهؤلاء واهون ویزدادون ضعفًا بسرعة. حاکمیتهم على العالم الإسلامی کانت فقط نتیجة خوفنا وجهلنا خلال مائة وخمسین عامًا. فلا تعقدوا علیهم الآمال، ولا تخافوهم . اعتمدوا فقط على الله سبحانه و ثقوا فقط بشعبکم . هؤلاء انهزموا فی العراق وخرجوا بخفّی حنین. وفی أفغانستان لم یکسبوا شیئًا، وفی لبنان انهزموا أمام حزب الله، وفی غزّة أمام حماس. وها هم الآن ینزلون من صیاصیهم فی مصر وتونس بید الشعب. لم یتحقق أی تقدم فی برنامجهم. الصنم الغربی قد انهزم مثل الصنم الشیوعی وانهار جدار خوف الشعوب، فاحذروا أن یعیدوا إلیکم الشعور بالخوف فی المستقبل.
إحذروا ألاعیبهم، وکذلک احذروا ألاعیب الدولارات النفطیة لعملاء الغرب وحلفائه من العرب، إذ سوف لا تخرجون بسلام فی المستقبل من هذه الألاعیب. إسرائیل زائلة لا محالة ولا ینبغی أن تبقى وسوف لا تبقى بإذن الله تعالى. بدء الانحراف فی الثورات الراهنة هو الرضوخ لبقاء الکیان الصهیونی، ومواصلة محادثات الاستسلام التی وضعت أساسها الأنظمة الساقطة.
المطلب الأساس لشعوبکم العودة إلى الإسلام، وهو لا یعنی طبعًا العودة إلى الماضی. لو أن الثورات حافظت بإذن الله على طابعها الحقیقی واستمرت ولم تتعرض للتآمر أو الاستحالة، فإن المسألة الأساس لکم هی کیفیة إقامة النظام وتدوین الدستور وإدارة شؤون البلاد والثورات. وهذه هی نفسها مسألة إعادة بناء الحضارة ا لإسلامیة فی العصر الحدیث.
فی هذا الجهاد الکبیر، مهمتکم الأصلیة ستکون جبران ما عاناه بلدکم فی حقب التخلف، والاستبداد، والابتعاد عن الدین، والفقر، والتبعیة، فی أقصر مدّة بإذن الله، وستکون کیفیة بناء مجتمعکم بتوجّه إسلامی وبأسلوب حاکمیة الشعب مع مراعاة العقلانیة والعلم، وتتجاوزوا التهدیدات الخارجیة واحدة بعد أخرى، وکیف تؤسسون «الحریة والحقوق الاجتماعیة» بدون اللیبرالیة، و«المساواة» بدون «المارکسیة»، و«النَّظم والانضباط» بدون «الفاشیة الغربیة». حافظوا على التزامکم بالشریعة الإسلامیة التقدمیة دون أن تقعوا فی جمود وتحجّر، واعرفوا کیف تکونون مستقلین دون أن تنزووا، وکیف تتطورون دون أن تکونوا تابعین، وکیف تمارسون الإدارة العلمیة دون أن تکونوا علمانیین ومحافظین.
تجب إعادة قراءة التعاریف وإصلاحها. الغرب یقترح علیکم نموذجین: «الإسلام التکفیری» و«الإسلام العلمانی»، وسوف یواصل التلویح بذلک کی لا یستقوی الإسلام الأصولی المعتدل والعقلانی بین ثورات المنطقة. استعیدوا تعریف الکلمات مرة أخرى وبدقّة.
إذا کانت «الدیمقراطیة» بمعنى الشعبیة والانتخابات الحرة فی إطار أصول الثورات فلتکونوا جمیعاً دیمقراطیین. وإذا کانت بمعنى السقوط فی شراک اللیبرالیة الدیمقراطیة التقلیدیة ومن الدرجة الثانیة فلا یکن أحد دیمقراطیاً.
و«السلفیة» إذا کانت تعنی العودة إلى أصول القرآن والسنة والتمسک بالقیم الأصیلة ومکافحة الخرافات والانحرافات وإحیاء الشریعة ورفض التغرّب فلتکونوا جمیعًا سلفیین، وإذا کانت بمعنى التعصّب والتحجّر والعنف فی العلاقة بین الأدیان أو المذاهب الإسلامیة فإنها لا تنسجم مع روح التجدید والسماحة والعقلانیة التی هی من أرکان الفکر والحضارة الإسلامیة، بل ستکون داعیة لرواج العلمانیة والتخلّی عن الدین.
کونوا متشائمین من الإسلام الذی تطلبه واشنطن ولندن وباریس، سواء من النوع العَلمانی المتغرّب، أو من نوعه المتحجّر والعنیف. لا تثقوا بإسلام یتحمّل الکیان الصهیونی لکنه یواجه المذاهب الإسلامیة الأخرى دونما رحمة، ویمدّ ید الصلح تجاه أمریکا والناتو لکنه یعمد فی الداخل إلى إشعال الحروب القبلیة والمذهبیة. وراء هذا الإسلام من هم أشداء على المؤمنین رحماء بالکافرین.
کونوا متشائمین من الإسلام الأمریکی والبریطانی إذ إنه یدفعکم إلى شَرَک الرأسمالیة الغربیة والروح الاستهلاکیة والانحطاط الأخلاقی.
فی العقود الماضیة کانت النخب وکذلک الحکام یفخرون بمقدار قوة تبعیتهم لفرنسا وبریطانیا وامریکا أو الاتحاد السوفیتی السابق، وکانوا یفرون من النموذج الإسلامی، والأمر الیوم على عکس ذلک.
اعلموا أن الغرب سیکون فی صدد الانتقام.. الانتقام الاقتصادی والعسکری والسیاسی والإعلامی.
لو أن شعوب مصر وتونس ولیبیا وغیرها من الشعوب واصلت طریقها نحو الله بإذن الله فمن الممکن أن تتعرض لهذه التهدیدات.
وأما الکلام الأخیر، فهو إعلان استعداد الجمهوریة الإسلامیة والشعب الإیرانی الکبیر لخدمتکم والتعاون معکم و خدمة بعضنا البعض.
الثورة الإسلامیة الإیرانیة هی التجربة الإسلامیة الأکثر نجاحًا فی العصر الحدیث على صعید إعادة الثقة بالنفس إلى الجماهیر، وإعادة الثقة إلى النخب بالجماهیر، وعلى صعید رفض أسطورة القوة التی لا تقهر للأنظمة الطاغوتیة وأربابها، وفی ساحة کسر غرور الشیوعیة والرأسمالیة، وتقدیم نماذج فاعلة للتطورات الکبرى فی البلاد، مع حفظ سیادة الشعب والدفاع عن القیم الأساسیة.
أیها الإخوة و الأخوات، لسنوات یوجهون إلیکم أکاذیب بشأن إخوتکم الإیرانیین، والحقیقة بشأن إیران الإسلام هی هذه التی أبینها لکم:
ثورتنا حقّقت انتصارات فی العقود الثلاثة الأخیرة، وکانت لها نقاط ضعف أیضًا. لکن أیة نهضة إسلامیة فی العالم بعد سیطرة الغرب والشرق على المسلمین فی القرن الماضی لم تتقدم إلى هذا الحد ولم تتجاوز کل هذه الموانع.
لنا معکم أیها الإخوة حدیث طویل فی المستقبل إن شاء الله. فی الإعلام الرأسمالی وأبواق الصهیونیة العالمیة «إیران» متهمة بالإرهاب ،وما ذلک إلا لأنها رفضت أن تترک الإخوة العرب فی فلسطین ولبنان والعراق لوحدهم وأن تعترف بالمحتلین، والحال أننا أکبر ضحیة للإرهاب فی العالم، وهذا الإرهاب لا یزال مستمرًا بحقنا.
لو أن الثورة الإسلامیة والجمهوریة الإسلامیة قد ترکت الإخوة المظلومین فی أفغانستان والبوسنة ولبنان والعراق وفلسطین لشأنهم کما فعلت سائر الحکومات المتظاهرة بالإسلام، ولو کنا مثل أکثر الأنظمة العربیة التی خانت القضیة الفلسطینیة، قد آثرنا السکوت وطعنّا من الخلف، لما وصمونا بمساندة الإرهاب والتدخل. نحن نفکر بتحریر القدس الشریف وکل الأرض الفلسطینیة،هذه هی الجریمة الکبرى التی یرتکبها الشعب الإیرانی والجمهوریة الإسلامیة!!
إنهم یتحدثون عن التمدد الإیرانی والشیعی، بینما لم نعتبر الثورة الإسلامیة إطلاقًا شیعیة صرفة أو قومیة وإیرانیة، ولن نعتبرها کذلک أبدًا. خلال العقود الثلاثة ما دفعنا ثمنه وتعرضنا من أجله للتهدید إنما هو توجهنا الإسلامی وانتماؤنا إلى الأمة الإسلامیة وشعار الوحدة والتقریب المذهبی والحریة والعزّة للمسلمین جمیعًا من شرق آسیا حتى عمق أفریقیا وأوربا.
إیران الإسلام قطعت خطوات رحبة فریدة فی ساحة العلم والتقانة والحقوق الاجتماعیة والعدالة الاجتماعیة والتنمیة والصحة وتأمین کرامة المرأة وحقوق الأقلیات الدینیة وغیرها من الساحات. ونحن نعرف أیضاً مواضع ضعفنا وبعون الله وقوته نعمل على علاجها إن شاء الله.
معادلة المقاومة فی المنطقة قد تغیرت بمساعدة الجمهوریة الإسلامیة، وارتقاء الحجر فی ید الفلسطینیین إلى «صاروخ فی جواب الصاروخ» فی غزة وسائر فصائل المقاومة الإسلامیة أمام المحتلین.
إیران لا تستهدف نشر التوجّه الإیرانی أو الشیعی بین المسلمین. إیران تنهج طریق الدفاع عن القرآن والسنة وإحیاء الأمة الإسلامیة. الثورة الإسلامیة تعتقد أن مساعدة المجاهدین من أهل السنّة فی منظمات حماس والجهاد، والمجاهدین الشیعة فی حزب الله و أمل واجبًا شرعیًا وتکلیفًا إلهیًا دونما تمییز بین هذا وذاک. وحکومة إیران تعلن بصوت مرتفع قاطع أنها تؤمن بنهضة الشعوب (لا بالإرهاب)، وبوحدة المسلمین (لا بالغلبة والتناحر المذهبی)، وبالأخوة الإسلامیة (لا بالتعالی القومی والعنصری)، وبالجهاد الإسلامی (لا بالعنف تجاه الآخر)، وهی ملتزمة بذلک إن شاء الله.
أسأل الله سبحانه أن یمنَّ على کل الشعوب المسلمة بالسعادة والسؤدد، وأن یوفقنا لفهم مسؤولیاتنا الثقیلة والنهوض بها، وأن نعلم بیقین أن الله غالب على أمره.
عباد الله اتقوا الله وکونوا للظالم خصماً وللمظلوم عوناً.أقول قولی هذا وأستغفر الله لی ولکم.
بسم الله الرحمن الرحیم.. إذا جاء نصر الله و الفتح و رأیت الناس یدخلون فی دین الله أفواجاً فسبّح بحمد ربّک و استغفره إنه کان تواباً.
و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.
صوت: بيانات مهم رهبر انقلاب در خطبههاي نمازجمعه تهران


سلام آقای هاشمی! که همیشه دامت تان برکاته است و دامن تان مبرای از هر بدی و احیانا مسائل مالی و مفاسد اقتصادی، که گیرم هم باشد، به نام شما که نیست!! تازه! به نام خانواده تان هم نیست و در ساده زیستی شما و اون «ف. ه» لعنت بر کسی که شک داشته باشد و خدا بگویم این حمید رسایی را چه کار نکند که در هفته نامه ۹ دی، باز برمی داره، یه چیزایی واسه خودش می نویسه!! آخه بگو؛ تو کجا بودی، وقتی که آقای هاشمی، همان قبل انقلاب، دامت برکاته بود؟!
ادامه مطلب در سايت قطعه 26 (حسين قدياني)